روزنوشته ها

باید نوشت!

روزنوشته ها

باید نوشت!

بایگانی

کودک شاغل!

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۳۹ ق.ظ

خیلی که بچه بودم میخواستم دکتر شوم چون پدرم اسم دارو ها رو خوب بلد بود!
بعد تر ها که دیدم آمپول چه موجود دردناکیست تصمیم گرفتم مهندس شوم،‌چون در ذهن انتزاعی من هم پول داشت هم استیل و یک حس سر افرازی با کت و شلوار!
این ها را که مطرح کردم خانواده و فامیل مفاهیم جدید تری را برایم ساختند!
باریکلا میخوای مهندس شی برای ما خونه بسازی؟
میخوای خونه مامان بزرگ که قدیمیه رو خوب درست کنی؟
میخوای یه آپارتمان بزرگ بسازی که همه توش زندگی کنیم؟
و من با غرور تایید میکردم که خوب فهمیده اید و برای خودم ساخته تر می شد این مهندسی!
اما...
جلوتر که رفتم،
خب خلاء‌ تئوریکی که داشتم باعث ثبات و استقامتم کم بشه و از وضوخ و شفافیت و کیفیت تصویر ذهنیم که نزدیک به vga بود ناراضی باشم و دنبال یه تصویر دیگه باشم!
حیرت بهترین لغتی است که برای این دوره میتونم براتون وصفش کنم...
سرگردان و حیران در پی هر علاقه ای...
اما من واقعا به چی علاقه داشتم؟!
من استعدادم چی بود؟!
خب اینا سوالات خوبین اما جواب های راحتی ندارن،‌با تمام سادگی جوابها اصلا آسان نیست که بفهمیشان!
مدت ها طول کشید تا میدان شعورم نسبت به این  مفاهیم دقیق تر بشه و بفهمم شغل چیه؟‌ و شاغل کیه؟ و من کیم؟ و قراره چی کار کنم تو این عالم!
خب این می طلبید که مثل دیگران گوسفندی نگاه نکنم.
که زندگی میکنیم که زنده باشم و بخورم و بخوابم و بمیرم و به قول این شعر حسین پناهی مرحوم که چاووشی جدیدا خوندتش تهش بشه یادی برای مرگ...
نچ! اینجوری اصلا جور در نمی اومد پس مجبور شدم بفهمم من کیم و چیم و چرا اینجام و قراره کجا برم!
همون سوالایی که هیچ وقت جوابای صد من یه غاز آدمایی که بهم جواب میدادن آرومش نمیکرد و دوباره شعله میکشید و تا مغز استخونومو میسوزند لعنتی!
این شد که رفتم سراغ فلسفه اما اونجا حیرت بیشتر شد که کمتر نشد...
به قول حضرت فاضل:
چون شکست آینه حیرت صد برابر میشود،
بی سبب خود را شکستم تا بفهمم کیستم!
ولی این خودش یه فتح البابی شد برای شروع زندگانی به جای زنده بودن و مبارزه برای فهم حقیقت!
امروز دیگه دوست ندارم مهندس بشم.
میخوام حق فهم بشم.
و عامل به حق!
و بجنگم برای
حق!
آخه میدونی؟
هر هر چیز که در جستن آنی، آنی!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۰
bacheseyyed

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی